یعنی دختر من اینقدر بزرگ شده.....................
مامانی این روزها خیلی شیطون و بازیگوش شدی. همش حواست پرت این ور و اون وره، خیلی دوست نداری شیر بخوری، دوست نداری بخوابی، به قول آقای دکتر نریمان، داری دنیا رو رنگی می بینی........ من رو می شناسی......... بابایی رو می شناسی..........
.gif)
باورم نمی شه ، هفته پیش که گذاشته بودمت خونه مامان جونت ، غریبی کرده باشی..... اخه یک هفته ای می شد که اونجا نرفتی. وقتی اومدم صدای جیغت کل محل رو برداشته بود. تا اون روز زیاد پیش مامانی و باباجونی تنها بودی، ولی از این کارها نکردی...................... شاید مامان جونت رو یادت رفته بوده.
کلا اون شب عصبانی بودی، تا اخر شب هم همش بهانه می گرفتی، آخرشب هم با هق هق و گریه تو بغلم خوابیدی.
یعنی دختر من اینقدر بزرگ شده.................... خدایا شکرت.
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
عکس های هفته آخر 4 ماهگی و سومین سفر
برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

سها و دوستان .gif)

دخترم با این همه دقت داری کجا رو نگاه می کنی؟
.gif)






این هم توانمندی جدید نفس مامان..gif)


یعنی دختر من اینقدر بزرگ شده.....................
